http://www.uplooder.net/

ما آخرش نفهمیدیم شروین اسم دختره یا پسر:دی

 

+ در مورد اسیدپاشی و اینا که شنیدین و خبر دارین(واقعن آدم نمیدونه چی بگه! حرف که زیاده ولی نمیخام بحث  رو باز کنم) ولی تو نت میخوندم  انگار پسرا سوار موتور میشن و آب  میپاشن رو صورت دخترا !فک میکنن ترس نمیتونه کاری با آدم کنه؟!!  و یا خودشون مادر و خواهری ندارن که توی خیابون راه بره؟!

توروخدا یکم شعور و فرهنگ و همه ی اینا به کنار  انسان باشیم!

: (

چهارشنبه سی ام مهر 1393 | 23:46 | کاچی | |

قبلنا یه عده ترسوی اوسکول مریض بودن که بی آدرس و با اسامیه الکی کامنت میدادن  اعم از توهین و حرف  زشتو  امر به معروفو!! نهی از منکر(به زعم خودشون)!

حالا با گذشت زمان این عده نه تنها درست نشدن بلکه  مریض تر و ترسو تر  اوسکول تر هم شدن!

میپرسید چرا؟!

چون میان با اسم یه فرد و آدرس یه فرد دیگه برای نفر سوم کامنت توهین آمیز میذارن!که علاوه بر خالی کردن عقده هاشون یه دو به هم زنی هم کرده باشن!

خلاصه که هوشیار باشید!!

خیلی دلم میخاد بدونم چه نفع و لذتی از این کارشون میبرن؟!

:|

مثلن در مورد پست قبل هم خانوم یوزی و هم یولدوز اظهار بی اطلاعی کردن و ناراحتم شدن از این سو استفاده!حالا خدا میدونه که فقط برا من از این کامنتا گذاشته طرف یا برا خیلیای دیگه!!!

چهارشنبه سی ام مهر 1393 | 12:10 | کاچی | |

صب با گوشی کامنتارو چک میکردم که مجبور شدم بیام پای پی سی

 

لینک عکس

 

...

 

با اسم یولدوز* و با آدرس یه وبه  دیگه این کامنتو برام گذاشتن!(که البته  طرف سو استفاده کرده از این اسم و ادرس)

من مثله شما نیستم که  بخام دهن به دهنت شم (حالا هر کی هستی مهم نیست) ولی بدون  هیچ وقت نمیبخشمت بابت تهمتی که زدی و بابت اعصابی که سر صبحی برام خورد کردی!

حالا خوش باش که مثلن دختری و آدمی و خوبی!!!!

 

اینم من نمیگم حافظ میگه :

تو پنداری که بدگو رفت و جان برد

                                               حسابش با کرام الکاتبین است

 

پست بالای این رو هم حتمن بخونید!!!

 

 


 

چهارشنبه سی ام مهر 1393 | 9:48 | کاچی | |

میگه دارم میرم سر کلاس تنظیم جمعیت

میگم به به به نوش جان

جواب داده :تئوریه :(

 

:)))))))))))))))))

 

+اینکه حوصله ندارم بکامنتم! دلیل بر این نیست که نمیام وبتون آ!

 

دوشنبه بیست و هشتم مهر 1393 | 22:29 | کاچی | |

وقتی اندی میگه:

از اون روزی که تنها

تورو تو کوچه دیدم

به یادت توی شبها

فقط ستاره چیدم!!!

منظورش از ستاره چیدن چیه؟!

:دی

جوابهای خود را به سامانه ی 0938کامنتدونی.کام ارسال فرمایید!

:))))

یکشنبه بیست و هفتم مهر 1393 | 10:12 | کاچی | |

دختره اونقد حرف زد من فکم درد گرفت!

 

بعضیا چقد اجتماعی ان خدایی!

ولی من همش ریاضی ام

:دی

شنبه بیست و ششم مهر 1393 | 21:21 | کاچی | |

 

باب اسفنجی داره گریه میکنه  گری میاد پیشش و میو میکنه

باب اسفنجی: الان نه گری!دستم بنده!دارم گریه میکنم!!!

 

باب روزنامه رو برمیداره و به گری میگه بیا روزنامه آوردن  منکه فقط قسمت سرگرمیشو میخام!(قسمت سرگرمیش کشیه که روزنامه رو باهاش بستن!!!)

 

عاشقشونم ینی!عاشق باب و پاتریک!

جمعه بیست و پنجم مهر 1393 | 21:18 | کاچی | |

اینکه بعضی جاها که حتا نمیشناسی طرفو(باهم رفت و امد و صوبت نداشتین) لینک باشی

خوبه!

: )

جمعه بیست و پنجم مهر 1393 | 13:6 | کاچی | |

در مورد پست پایین!

این حلقه ی صورتیه

 

 

اینجا حلقش کوچیک و تقریبن قرمزه دور گوشت ولی اونجا کاملن ملموس بود!

نظر شما هم محترمه!

:دی

جمعه بیست و پنجم مهر 1393 | 12:1 | کاچی | |

داشت تو برنامه ی آشپزی (یه مرده هست میره جاهای مختلف همه چی میخوره!!!)

در مورد گوشتی که رو باربیکیو پخته شده بود میگفت

گوشت

نفوذ

حلقه ی صورتی

 

اووووووومممممم!

 

:|

پنجشنبه بیست و چهارم مهر 1393 | 11:39 | کاچی | |

www . night Skin . ir