تبليغاتX
کاچی























کاچی

بنام خدا

سلللللللللللللللللللام به همه  ملت!

خوفيد ؟مماختون چاخه؟چاييتونم داخه؟

جونم براتون بگه درگيره اين بودم كه چه آپي كنم!! كه ديديم سوجه از آسمون خودشو انداخت تو آستين من!منم درش اوردم روش كار كردم پرورش دادم  بعد نشون شما ميدم!(حالا ياد گرفتي؟!)

صب حدود ساعت 5-6 خابيده و حدود9گذشته بود ديدم موبم كه رو ويبره بود داره خودشو ميكشه!پسر عمه ام بود براي من ميخاد كار پيدا كنه بيشتر از من دنباله كارامه! اشتباه نشه خودش زن و بچه داره ها! بعد واي اكثرن كه اين  زنگ ميزنه من خابم!آبروم رفته پيشش كاملن!بعد من با حواس پرتي جوابشو ميدم واي!خدا منو از اينجا ورداره بزاره اونجا!

حالا بعد اون دوباره خابيدم حدود 10 و اندي بيدار شدم عزم دانشگاه نمودم!كه پيگير مدركم بشم و اينا...

واي چشتون روز بد نبينه!هر جا رفتم جواب منفي گرفتم!

البته اتفاقاي خوبيم برام افتاد !مثلن يكي از دوستام كه اهل اصفهان بود و از كي نديده بودمشو امروز ديدمش!واي اينقد خوشحال شدم كه ميخاستم دست بدم اينا!ديدم ديگه زشته و بيخي شدم!

بعد رفتم دنبال مدركم !مرده گفت شما تاييديه تحصيلي نداري!!!خو اینو همونوخت میگفتی دیگه!و بايد بري درخواست بدي اينا!واااااااااي!بعد كلي گرفتاري با همون دوستم رفتيم پست و درخواست داديمو برگشتني يهو ديدم ا! همون دوستم كه باهاش رفته بودم  اردو جنوب اينجاست!اونم اومد پيشمون بعد باهم رفتيم جشنواره ي غذاهاي محلي تو دانشگاه!

رفتيم ديديم به! نوشته  ويژه برادران!(فردا خواهران بودن!)مام گفتيم بيخي بريم تو!رفتيم آقاهه اومد جلومونو گرفت  گفتم:فردا ديگه نميتونيم بيايم!يه دور ميزنيم!گفت :پس سريع ديگه! گفتم :باشه!بعد به اتفاق همون دوستمون رفتيم تو و گشتيم آخراش يكي ديگه اومد گير داده که شما اصن نبايد اینجا باشین!منم ميگفتم ما  اجازه گرفتيم! خلاصه ما رفتيم بيرون اون دوست اصفهانيمون مارو مهمون كرد!(دلمه برگ مو گرفت!)دوست اصفهانيم گفت واي ممنوع بود رفتيم تو اينا!منم گفتم:خو چي كارمون كردن مثلن؟! اونم گفت خوب من باهاتون بودم!!!

بعد اينكه اومدم خونه و خابيدم تو خاب ديدم واااااااااااااي!رفتيم يه مهموني پر غذاهاي خوشمزه!همه چي آوردنو خورديم بعد كيك اوردن اونارو ندادن به ما !من آخرش  از يه دختره گرفتم مقداري از كيك يا شكلاتشو و خوردم !چه خوشمزه بود!ولي همش خاب بووووووووووووووووووود!ببین عذا چه رو من زود تاثیر میزاره!!

اوه چه طولاني شد!

ته ديگ 1: به اين خانم بايد گفت عكست تو حلقم يا حلقت تو عكسم؟

لينك عسك برا كسايي كه باز نميشه براشون:

http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up5/08110887506979594401.jpg

(احساس مسئوليتو داشتي؟)



ته ديگ 2: اسم من به زبان فارسي باستان+نقاشي خودم!

http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up5/25738397295515738821.bmp


ته ديگ 3:حالا يه روز خوب بود يا يه روز بد بنظرتون امروز؟

ته ديگ4:اشكال از منه يا تو خيلي...؟

تقديم به شوما:



دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 | 19:38 | کاچی | |

بنام خدا


سالروز تولد زيباي بانوي دو عالم حضرت فاطمه (س)  بر همه شما مبااااااااااااااااااااااااااااااااااررررررررررك باد.

و همينطور روز مادر و روز  زن بر همه فرشتگان بهشتي مباااااااااااااااارك

اضافه شد:مامانم  خونه نيست!غيره نيمه موز از صب چيزي نخوردم!عين چي گشنمه!شايد  پاشم  يه نيمرو درست كنم!حالا ببين شاهكارمو!خواستم بزارم كتري  گر م شه تا چايي بخورم!بعد اومدم نت و... ببين چه بلايي سر كتري اومد!دعا كنيد تا ماامنم بياد ريديفش كنم!

بعد به من ميگن قصد ازدواج نداري؟!

http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up5/34884532281731746784.jpg

 

اينم چن تا متن:

خدا می خواست همه جا جلوه کند، مادر را آفرید.(عربي) 

مادر با یک دست گهواره، و با دستی دیگر جهان را تکان ميدهد! (ناپلئون بناپارت)

 

 منبع: سرچ تو گوگل

و اما حرفهاي خودم براي مادرم

باششششششششششششششووووووووووووووووووو دولاننننننننننننننننننننيييييييييييييم! مامن جانيم ته سنن سي كه مني هشوخ گوزدن سالماسان!حتي اگر سني اينجيدسمده! ته سنن كي گجلر نوخوشلاسام باشيم اوسته حاضر اولاسان!ته سنن كي هر نازيمنان اوينيسن و من سنه بير ايش گورومورم!

آنا جانيم!اورگيمين صبرو قراري!الينن كه هچ اياقينان اوپرم !اما هش وخ اليه بولمرم زحمتلريوي جبران  الييم

سنين آغ بير چه و خسته الريوه قوربااااااااااااااااااااان اولوم!چوخ ايستيرم بيلوه!بغيشله ايه گاهن سينسيديرم سنه!اورگيوين تاپ توپي اورگيمين آراميشيده!الله دان ايسترم تا من وارام  سنده سلامت  اولاسان باشمن اوستونده!الله بير گونومي سن سيز اله مسين!

آمين...


گوزل آنام گوزل گونون مبارك...

ميگه: خدا زن رو نمك زندگي خلق كرد تا مرد را از گنديدن نجات دهد...

**:نائب قهرماني ترختور مباااااااااااااااااارك!بزن دست  خوشگله رووووووووووووو!

ته ديگ: روز دخترم  داريم خو!

تقديم به شوما:

 

جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 | 3:33 | کاچی | |

بنام خدا

 الان  ساعت حدود:4:10  بامداد-اينجا تبريز صداي خواجه  كاچي الدين دوست ابادي رو نميشنويد!

خو همونطور كه پيداس بيدارم!خاك وچوكم!

نميخام پست ناراحت كننده بنويسم!ما اين روزا حالم خوش نيس و تقصيره خودمه!

پس به چن تا عسك بسنده ميكنم

اينم عسك همستراي داداش داوودم (سفيد :محمود-قهوه اي :صغرا)

http://myup.ir/images/73456468920965581142.jpg
http://myup.ir/images/43149953094887748597.jpg

http://myup.ir/images/61691045480800241372.jpg

اينم توتوي مامان(همستر هستش!)!كه قد كشيده!

http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up5/13344976746520798253.jpg

 

http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up5/29129711612586108617.jpg

اون زرده طبقه دوم محسوب ميشه كه با يه سرسره به طبقه اول ربط پيدا ميكنه!

http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up5/35774743744716993898.jpg

دست و پاهاشو با مماخشو ببينيد!

ته ديگ 1: دارم از كلاس زبان با اتوبوس برميگردم! راديو بازه و ميگه نمايندگان لايحه تصويب كردن و فلان كه  قيمت ها يهويي افزايش پيدا  نكنه و كم كم اضافه بشه!

خسته نباشن واقعن!اينهمه تبليغ -شعار-انتخابات- چي و چي !كه برن اونجا بشينن همچين قانونايي تصويب كنن!

ته ديگ 2:به يكي حسوديم ميشه!البته زياد نميشناسمش !همين آشناييه نتي هست!ولي بهش حسوديم ميشه!

ته دیگ ۳:لینک تکونی هم انجام شد!

**صد بار توبه  شكستم .... باز هم  قبولم ميكني؟!**

تقديم به شوما:




چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 | 4:27 | کاچی | |

بنام خدا

سلام بر همه خوب هستین؟چه خبرا؟

امروز میخام دوتا "چیز" خاطره مانند بگم!

ادمه مطلب حذف شد!بجاش عسک میزارم !

 اضافه شد:سر کلاس زبان  استاد میگه آر یو ردی؟ یعنی آماده هستین؟ بعد این تیکه کلام گروه  دی ایکس جنریشن بود تو کشتی کج که من طرفدارشونم!بعد اون روز سر کلاس جو گرفته بود داشتم داد میزدم :ار یو ردی؟! که جلو دهنمو با دستم گرفتم!

*سیلی!!!

کلاس دوم ابتدایی بودم و ازاونا بودم که معدلم اصولن ۲۰بود و تا آخر تحصیلم پایین ۱۹نیومد! به هر حال -یه روز یکی از بچه ها(حیفه  بهش بگم دوست!) گفت بریم مهد کودک مدرسه(جایی که بچه های معلمارو نگه میدارن)!منم یادمه دلم نمیخاست اما اون گفت و اغفال شدمو رفتیم! زنگ کلاس خوردو ما هنوز مهد بودیم! تا اینکه دیگه بلاخره پا شدیم رفتیم کلاس!به محض وروم به کلاس"شترق!" خانوم معلمم یه کشیده به گوشم زد! که کجا بودی تا حالا!اصن ازش دلگیر نیستم!ایشونو دوست دارم هنوزم! معلم چهارمم هم ایشون یودن!حتی میخاستم پنجم هم کلاس ایشون باشم که نشد !ولی سفارشمو به معلم خودمون کرده بودن!

هنوز حالت صورتش يادمه وقتي زد تو گوشم!چشاش انگار ميگفت:من نگرانت بودم!

**:ما كيك نداشتيم

خونه خواهرم بودم امير(خواهرزاده ام) ميگفت كه كيك خريديم برا روز معلم اينا وخوردیم!اونوخ اون يكي خواهر زادم علي(۱۱ماه از امير كوچيكتره) گفت: ما کلی رو تخته  چیز نوشتیم گل کشیدیم اینا! اما اقا (معلم) اومد اصن نگاهم کرد که شاید چیزی نوشته باشن!گفت:دربیارین!(منظورش کتاب یا دفترا بوده شاید) من برم بیام!

الاهی!بچم میگفت کلاسای دیگه شیرنی اینا میخوردن ما همینجور نشسته بودیم!اوخخخخخخخخخخی!

ته دیگ: ممنون بات توجه به پست قبل!

 

تقدیم به شوما:

پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 | 10:14 | کاچی | |

بنام خدا

سلام خوب هستین؟چطور پطورین؟چه خفلا؟

 اون روز رفته بودیم سفر  یه جایی به نام "اسپیران"

 واااااااااااااااااااای!خدای من چقد خوشمل بود! کوهها!درختا!شکوفه ها!

منم عکاااااااااااااااااس! یه چن تا عسک گرفتم تا هم شوما لذت ببرید هم دلتون بسوزه!

راستی اون روز همویجوری رفتم تو نوبت دیگران!  بگو چجوری؟!

 آقا ما رفتیم بانک من رفتم چهار تا فیش دوتایی پرکنیم!اقاهه هم اونجا داشت میدید دیگه! پدرم هم شماره گرفته بود ما ۳۱۳ بودیم!من در این گیر و دار فیش پرکنی به آخراش که رسیدم اصن نوبت اینا یادم نبود به اقاهه گفتم شما میگیرید اینارو؟ اینا!اونم گفت بله! منم گفتم وایسین کد ملیاشو هم بنویسم!گفت نمیخاد کد ملی!! منم فیشارو دادم !بابام که اومد پولاشو بده(داشتیم واریز میکردیم  پول)!یهو صدای خانومه اومد که انگار گفت: شماره ۳۰۳! منم نگاه کردم دیدم اونحا نوشته ۳۰۵!!! تازه شستم خبردار شد که چکار کردم! کلی خندیدم به پدرمم گفتم!و در این حین اقاهه که اونجا نشسته بود متوجه شد!اونم خندید و گفت: صدقه بدین!!! مام صدقه دادیم!!!

اینم عسکا:

 

 این کوهها مثله اینکه دوتا شیر خابیدن پشت به پشت!(مثه ظارم پرسپولیس که شیرن نه اسب!)

 

رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطلا"

 

ته دیگ: دعا کنید ارشد قبول شم!چیزی تا اعلام نتایج نموند!

**:فک کنم فارسیه اسم منطقه میشه "اسپران" ولی ما به زبون ترکی  میگیم "ایسپیران"

راستی به اینجام یه سر بزنید!

http://www.mugglenet.ir/

*توجه:عسکارو خودم گرفتما!با دوربین موبایلم !۳.۲مگاپیکسل هستش!

تقدیم به شوما:

یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 | 16:1 | کاچی | |

بنام خدا

الله الله الله *ترختوره ماشاالله!

یل یاتار .طوفان یاتار.یاتماز ترختور بایراقه!

یاشاسین آذربایجان!

ترکلرین افتیخاره!ترختور!ترختور!

بعععععععععععععععععععله!

تراکتورسازی تبریز ۴-پرسپولیس تهران ۱

ورزشگاه سهند(یادگار امام) تبریز

بزن کف قشنگه رووووووووووووووووووووووو!

تبریک به همه طرفداراش مخصوصن عزیز آذری و ترکلره!

توجه: به دونفر از عزیزان پرسپولیسی اس میدادم! یکیشون بعد گل دوم دیگه ج نداد!اون یکیم انگار خاموش کرد تلشو بعد روشن کرد!اوخی!

اینم هدیه داداش داوودم به من!خعلی چاکرخاهیم عسیس!بنر اون پایینم ساخت ایشون هست!خاستید بگید کدشو بگم بزارید وبلاگتون با کلاس بشه!

البته این متحرک بود!نشد اونو بزارم! عکسی از اونو گذاشتم!

تقدیم به شما:

پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 | 18:38 | کاچی | |

بنام خدا

سلاااااااااااااااااااااااااام!

هلوووووووووووووو! هاو آر يوتون چطوره؟

گودتون خوبه؟

اي ام ويندو!

یه آپ درهم میخام ارئه بدم خدمددون!البته ته دیگ بارونم داریم!و مهمتر از همه عکس جیجرم  پشت فرمون تو ادمه مطلب!

*:خب خب خب!همينطوره كه معلومه!من رفتم كلاس زبان! تا حالا نرفته بودم كلاس زبانا!فقط يه بار تو طرح تابستاني  زبانم داشتم كنار درساي ديگه!

اما حالا سر جووني!رفتم كلاس زبان! اونم از ترم دو ش!(سر تخته بشورنم!)

تو كلاس  پسر دختر قاطییم!و معلم به اسم كوچيك صدا ميكنه آدمو! خب شايد آدم فردا خاست يه برادرو صدا بزنه  چي صداش كنه؟!

**:يه جا ديدم نوشته بود انگار: هفته معرفي مشاغل گرامي باد!

من نميدونم اين مناسبتارو از كجاي خودشون در ميارن!والا با اين مناسبتاشون!

***:تو اين جايي كه ما زندگي ميكنيم ميشه گفت:

شرايط لازم براي بدست اوردن كار:

مدرك تحصيلي معتبر!ترجيحن كارشناسي ارشد به بالا!-مدرك كامپيوتر- مدرك زبان- مدرك بلد بودن كار با نرم  افزارهاي تخصصي و غيره -مدرك كوفت- مدرك دردو...

                                                     ياااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

پارتي گردن و دم كلفت!

 ****:آسان- مطمئن و قشنگ! تنهایی آتونو پرکنید!با تنهایی پر کن کاچی!

*****:امير محمدم یه جيجري شده كه نگو! با اون دوتا  دندونش!

خدا همه بچه هارو حفظ كنه!اين  عسل ماهم روش!

******:ميبره،ميشوره، مياره!(تبليغات قاليشويي!)

ته دیگ ۱: "خدا" تنها دلبریه که میشه تو خیابون  ماااااااااااااااااچش کرد! اونم  آبداااااااااااااار!

ته دیگ ۲: اون روز به علی خواهر زادم میگم  میزاری من با سونی ات ماشین بازی کنم؟! میگه به شرطی که بزاری منم بازی  آی گوشیتو بازی کنم!میگم نه! اولش اونم نمیزاره من بازی کنم!  بعدش میگه باوشه! بیا! میگم من نمیدما گوشیمو!میگه باشه!

خدایا من چرا اینطورم؟!حتی اجازه نمیدم گوشیمو دست بگیرن زیاد!اما هنوزم دوسم دارن!به وقتشم دوست داشتنی  میشما!

ته دیگ ۳:يه چيز باحال ديدم:family(فامیلی)= فادر اند مادر آ ی لاو یو!

ته ديگ۴: اين روزا بد شدم!بيشترم با دوستان نتي و تلي و اينا!انگار كه برام مهم نيستن! يكي ميگه ميرما!ميگم  خب برو!حالا خوبه !دوستان گاهن به ما  لطف دارن نميرن خودشون!

ته ديگ۵:يه روز باروني!يه روز آفتابي!اين است بهار...! فصلي آواره!

ته ديگ ۶:شهريور پارسال درسم تموم شده! تازه رفتم دنبال تسويه حساب و  فقط تحويل مداركش باقي مونده!

ته ديگ۷:فروردين سال قبل بود فك كنم! امتحاناي كامپيوترم  تموم شد!هنوز كه هنوزه مدركشو ندادن!

ته دیگ ۸: این از طرف دوستم برا اونایی که راجبه جوراباش نظر منفی دادن!


ته دیگ ۹: خیلی دوس داشتم این شکلکارو آقای میثم کمکم کرد تو پیدا کردنشون!ممنون

ته دیگ ۱۰:ته  دیگ ۵ ازخودم بود!

ته دیگ ۱۱: آز آهنگ "غیر معمولی- محسن چاووشی"  هم من خوشم میاد هم امیر محمد!

 

اینم یه آپ کوشولو!فهلناش

ادامه مطلبو از دست نده!

تقدیم به شوما:

 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391 | 18:44 | کاچی | |

بنام خدا

سلام

چند تا جوک ارایه میدم خدمتتون و بعدچن تا عسکم تو ادامه مطلب!

خو چیه! سوجه برا آپ نبود خب!

**:اینم وبلاگ دوستامه!بخونید!اشنا بشید!

http://www.millennium.blogfa.com/

 

لذتی که تو دست توی دماغ کردن هست ، تو فین کردن نیست !
حالا لذت گوله کردن به کنار!
 
منطقِ پدرو مادر از تحصیل در دانشگاه: "این همه درس خوندی، درِ یه نایلون رو نمیتونی باز کنی!!!
 
گوشیم زنگ خورد ، اسم رفیقم "رضا" افتاد
گوشی رو برداشتم ، با یه صدای خسته گفتم : سلام بی شرف
یه صدای کلفتی اومد : پدر بی شرف هستم ، بی شرف اونجا نیست؟
 
فقط یک زن ایرانی می تونه روزی چند ساعت برنامه آشپزی نگاه کنه و چند تا دفتر هم پر کرده باشه و آخرش همون کوکوسبزی برای شوهرش درست کنه!(قابل توجه متاهل ها)
 
از تشیع جنازه پدر بزرگم برمیگشتیم عمه ام داشت خودشو از شدت ناراحتی میکشت. یکی از اقوام گفت عزیزم چقدر مدل موهات قشنگه!
یهو عمه صاف نشست گفت: تازه الان بهم ریختس! 
 
روش های رفتن به خارج
1- با ماشین
2- با اتوبوس
3- با هواپیما
4- قاچاقی
5- با فتوشاپ!
 
همه دختران زیبا هستند پس از چراغ خاموش !
(شکسپیر)
همه پسران بی گناه هستند قبل از چراغ خاموش !
(زن شکسپیر)
 
 
حیف نون ظهر از سر کار برگشت خونه
دید خانومش نهار درست نکرده
از عصبانیت سرشو کوبید به دیوار
یهو یادش اومد مجرده !!!
 
 
کاربردهای مختلف ” مُردن ” در فرهنگ ما !!
برو بمیر : برو گمشو !
بمیرم برایت : خیلی دلم برایت می سوزد !
می میرم برایت : عاشقتم !
می مردی ؟ : چرا کار را انجام ندادی ؟
… مردی ؟ : چرا جواب نمی دهی ؟
نمردیم و … : بالاخره اتفاق افتاد !
مردیم تا … : صبرمان تمام شد !
مرده : بی حال !
مردنی : نحیف و لاغر !
مردم : خسته شدم!
من بمیرم ؟ : راست می گی؟
 
 
 
عسکاش باحاله!برید ادمه مطلب! (نخصوصن آخری!)

ادامه مطلب
پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391 | 13:35 | کاچی | |

بنام خدا  

سلام به همممممممممممممممممه!

خوبید؟اینوریا چطورن؟نمیشنوم ههههههههههههههههها؟ اونوریا بهترننننننننننننننن؟ چه خفل؟

خوشید؟

در سلامتی کامل به سر میبرییییییییییییییید؟

دیگه چه خفل؟(هنگولیدید؟)

خب خب همونطور که قبلن اعلام شده بود  عسکای این سفرمو موخام براتون به منصه ی(اصلن نمیدونم املاش چطور میشه!) ظهور یا حضور بزارم!(بگو میمیری اینو نگی؟!)

به هر حال عسک اولی عسکی که  یه داداشیه عسیس شمالیم رفته کنار دریا (میشه گفت سونامی چیزی بشه  زبونم لال اینا خط مقدمن!)و ذوقش گرفته کنار ساحل بنویسه اسم مارو!خعلی نموناشیم!دمش جیز!

اینجا منطقه "شرهانی" هست .من از اینجا بیشتر خوشم اومد خیلی بکر بود(اکثرن منطقه صفر مرزین)

"پادگان شهید باکری" دیوار سوله "۷" که ما توش ساکن بودیم!

جورابای دوستم روی بند تو اتوبوس!(شسته بودا)(لازم به ذکره که بگم بنده خدا شسته بود پهن کرده بود اونجا خشک شن!)بویی نداشت!

"فکه" منطقه ی رملی که این تابلو رو داشت اولش!نوشته رو تابلو: این منطقه آلوده به مین می باشد.مراقب قدم های خود باشید.!!!

این خعلی باحاله!

"اروندکنار"بادی بوداااا!

 

 "شلمچه"

حرم "حضرت معصومه(س)"(از کل سفر اینجا خیلی حال کردم)

 

 

مسجد مقدس"جمکران"

ته دیگ۱: کلی عسک بود ولی خب گلچین کردم چند جارو گذاشتم.ایشالا خوشتون بیاد!

ته دیگ۲: کاچی با  سرعت فراوان رو حال کردین؟!

ته دیگ۳:راستی شایان ذکر هست که به قول دوستم بگم: ما اغفال شده و به این سفر رفتیما! و اینکه هنوز جایزه ای که برنده شدمو ندادن!

توجه: امیرمحمدم اولین دندوناش ظاهر شد

تقدیم به شوما:

دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391 | 12:52 | کاچی | |

بنام خدا

 بلاخره اینجانب موفق به اخذ ای دی اس ال گشتم! رفتم فیس بوک !(همه اینها به کمک داداشم امیر  اتفاق افتادا) رفتم دیدم یه بی...!عکس  بچگیه منو که تو وبلاگم گذاشتم گذاشته تو پروفایلش! فقط من پیدا کنم این  بی...! چقد بعضیا بیچارن جدن!

دیگه ایاشلا زود زود میام! زیاد زیاد عسک میزارم و کلی ندید بدید بازیا درمیارم!

فهلن برم با اساسه!خاستم از نگرانی درتون بیارم و بهتون نوید بدم!

تقدیم به شوما

یکشنبه بیستم فروردین 1391 | 12:43 | کاچی | |

www . night Skin . ir